عشق

شاید درکم از عشق اشتباه بوده. شاید همین آهنگ های عاشقانه و جمله های لطیف باعث این اشتباه شدند. شاید زیادی قشنگ و رویایی فکر میکردم. هر چه که هست، هیچ چیز مثل فکر و خیال های شاید کمی کودکانه ی من نشد. هیچ چیز آنطور که انتظار داشتم پیش نرفت. حالا میتوانم کمی واقع بین تر باشم. با اینکه این واقعیت تلخ، اصلا دیدن ندارد. اما وجود دارد و چه میتوان کرد؟

راستش را بخواهید من خیلی رویایی در مورد دوست داشتن و عاشق شدن فکر می کردم. فکر می کردم وقتی کسی دوستت دارد مینشیند کنارت، دستت را می گیرد و جملات قشنگ در گوشت زمزمه میکند. از آن جمله هایی که توی فیلم ها شنیده بودم. شاید هم در ترانه ها... فکر میکردم وقتی کنارش نباشم حداقل توی فکرش هستم، دلش به هوای من می تپد، در هر فرصتی از حال من خبردار میشود و خیلی از این خیال های بچه گانه ی دیگر.

الان میبینم وقتی کنار کسی نشسته ام که ادعا دارد دوستم دارد، شاید در تمام آن چند ساعتی که پیش هم هستیم، چند ثانیه دستم را نوازش کند. حتی خیلی کم به من نگاه می کند. از لباس جدیدی که پوشیدم تعریف نمی کند، اصلا متوجه نمی شود که جدید است. از آن جملات عاشقانه هم خبری نیست. در آن لحظه من حتی به این چیزها فکر هم نمیکنم. چون دوست دارم حداقل حرفهایی نزند که من را ناراحت میکند، جملات عاشقانه پیشکش... به خیلی چیزها رضایت داده ام. بهتر بگویم،‌به نبودن خیلی چیزها... عادت کرده ام شاید!

من در عاشقانه هایم کم نگذاشته ام. همان طور رویایی، همانطور که در خیالم بود... نتیجه اش این شد که وقتی از او جدا میشوم دلم تنگ نمیشود، دلم میگیرد... قلبم پر از حس عشق نمیشود، قلبم درد میگیرد... حس بودنش را نمیخواهم، حس‌ آرامش میخواهم.

شاید این، فقط تجربه ی من بوده. شاید خیلی ها باشند که همان حس رویاهای من را تجربه کرده باشند. اگر حتی یک نفر هم باشد، برایش خوشحالم...

اما من هنوز فکر میکنم عشق، آنچه در ترانه ها زمزمه میکنم نیست. چیزیست که میبینم، حس تلخیست که میچشم!

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ن

بهار عزیزم.می دونی کجای حرفاتو دوست دارم(نتیجه اش این شد که وقتی از او جدا میشوم دلم تنگ نمیشود، دلم میگیرد... قلبم پر از حس عشق نمیشود، قلبم درد میگیرد... حس بودنش را نمیخواهم، حس‌ آرامش میخواهم). تو قلب قشنگ و مهربونی داری عزیزم.

عروس ناز

ای بهارم این عشق نیست تو داری خودتو تباه میکنی وقتی به پسری زیادی توجه بشه رو دل میکنه اینم از هموناست

سارا

سخت نگیر خانم همانطور که اشاره هم کردی زندگی فیلم نیست ، زندگی یک جریان است همه ما هم مث شما هستیم

رضا

سلام خانم من هم شبیه شما هستم رابطه ی گرمی با زنم ندارم واقعا کسل کننده است ، نگفتی بچه داری یا نه؟ ولی من بچه هم دارم و دیگه نمیتونم ازش جدا بشم به خاطر بچه ، دوستانه توصیه می کنم اگه بچه نداری به فکر بچه نباش تا تکلیفت روشن بشه

رضا

ببخشید اگه ازدواج نکردی پس این اه و ناه و شکوه و شکایت از چی و کیه؟ سال اول خوب بود و سالدو بد نبود سال سوم .... منظورت چیه از این حرفها ؟ شاید من خنگم نفهمیدم ولی این حرفها فقط میتونه مشکلات زن و مرد باشه

سحر

منم همین جوریمم تو عشقم کم نمیزارم کاملا رویایی... ولی بهار جونی اینو بدون مردا خیلی منطقین میبینن ، میشنوند ولی سکوت بهترین حربهایه که میتونن ازش استفاده کنند که ما بیشتر بهشون عشق بدیم.

مامان خانوم و بابا بهرام جون

هر كى ميكه عاشقتم دروغه هر لحظه با كريه در انتظارتم دروغه هركى ميكه رفيقتم دشمن جونه عاشقى و دوست داشتن توى اين دنيا ى ما وجود نداره همه مصلحت خودشونو ميخوان عشق مادرو فرزندى جقدر عميقه اما الانا بعضى مادرا به خاطر مصلحت و بول با بجه اشون دشمنى ميكنن و همين ظر بر عكس به نظر من كه عاشقى اين دوره زمون رو نميشه اسمشو عاشقى كذاشت

๑㋡๑ زهلــآ ๑㋡๑

سلام بهار جان نمیدونم همون بهار 13 هستی یا نهـ ولی ممنون بخـآطر تبریکــت[قلب]

دخی ترشیده

سلام بهار عزیز نگفتی چه دعایی می خوای . از بقیه دوستان هم دعوت می کنم برای دعای دسته جمعی به وبلاگ من بیان.

دختر اپی لپتیک

بهار عزیز سلام: سپاس از حضورتان. به نام وبلاگتان لینکتان کردم.