یادداشت های من از راه دور 5

من دوست دارم، باران ببارد

و پنجره ها را باران آبی کند.

من دوست دارم این سکوت بشکند، با صدای تو. دلم آغوش گرم تو را میخواهد. هرکجای زمین باشم، تو که باشی، دیگر هیچ چیز نمیخواهم.

من دوست دارم بیایی برای دیدنم. تنها برای دیدن من! دلم برای لبخند های عاشقانه ات تنگ است. دلتنگی را که میفهمی؟! یعنی دلم کوچک شده، برای تو! آنقدر کوچک که تحمل دوری ات را ندارد!

من دوست دارم همه ی جهان آنقدر کوچک شود که همه نزدیک هم زندگی کنند. که دیگر هیچکس از کسی دور نباشد. که دیگر دلتنگی نباشد.

بیا و دلتنگی ام را تمام کن...

من دوست دارم باران ببارد...

و تو بیائی در باران.

/ 9 نظر / 11 بازدید
چای گرم شبهای امتحان

من هیچ وقت کسی رو نداشتم که برام ازینا نوشتنم بیاد!(جمله رو داشتی!) منظورم از کسی جنس مخالفه البته...ولی اینها رو خوندم احساس کردم یکی رو دارم! [نیشخند]

بانوے باران

منم دوست دارم همه اینا رو که گفتی متن فوق العاده ای نوشتی بهارم الهی خدا خیلی زود اون دل نازت رو با ی دل دوست داشتنی و ی همراه همیشگی همراه کنه عزیزم [ماچ]

بانوے باران

راستی گلم خیلی بهترم عزیزکم[ماچ]

پریناز

منم دوست دارم بارون بیاد و اون بیاد و به دلتنگی بهار گل ما پایان بده و سرشار از عشقش کنه......

شادی

چقدر بده تو این هوای دو نفره آدم تنها باشه[ناراحت] درکت می کنم بهار جونم[ماچ]

پیمان

سلام بهار بعد چند وقت اومدم وبت رو دیدم قبل از اینکه بازش کنم با خودم گفتم اگه بازم ناله باشه بهش گیر بدم و بگم بسه دیگه بابا خستمون کردی اما دیدم نه یه دوزار بهتر شدی مواظب خودت باش

بانوے بارانــــ

عزیزم صبح بیدار که شدم یاد تو افتاده بودم گفتم لابد دیگه برگشتی تا اومدم تو نت دیدم نظر گذاشتی[ماچ][ماچ]

مهسا

سلام بهار نازنين.ممنون از حضور گرمت خوشحالم كه از نوشته ام لذت بردي[لبخند] من هم آرزوي باران دارم دوست دارم بارانم شيشه ي خاك گرفته دلم را جلا دهد..... روزگارت شاد باد...[گل]