یعنی من عاقل میشم؟

خدایا چرا من انقدر احمق شدم که باز به این گفتم؟ نمیشه وقتی دارم یه کار اشتباهی میکنم یه تلنگر بهم بزنی بگی این کارو نکن؟... باور کن من دیوونه م. اصلا کی گفته من اینو دوست دارم؟ اصلا دوسش ندارم. این که یه ذره هم برای من ارزش قائل نیست مگه من دیوونه م که دلم براش تنگ بشه. مگه دیوونه م که با ناراحتی هاش غصه بخورم؟ مگه دیوونه م که سر نماز هی بشینم براش دعا کنم؟ اصلا به من چه؟ چی از خودم مهم تره؟

الان بهش زنگ زدم میگم: "هفته ی پیش که کتفم کامل خوب شده بود برای مسکن هایی بود که به خاطر دندونم میخوردم. الان که دیگه اونارو نمیخورم به شدت درد میکنه دوباره، میای فردا با هم بریم دکتر؟" میگه از "خ" بپرس ببین کتفت چه مشکلی داره... گفتم دوست ندارم به اون بگم کتفم درد میکنه، میای؟... بازم گفت از اون بپرس... نمیدونم، میخواست حرص منو در بیاره؟... گفتم: اونشو خودم تصمیم میگیرم، میای با من دکتر یا نه؟... گفت: "نه"!

درجا خداحافظی کردم و قطع کردم. چشمام چهار تا شده بود. یعنی من به عنوان یه آدم غریبه هم درد کشیدنم مهم نبوده که پاشه باهام بیاد دکتر؟ من موندم این چه جوری یه سال دیگه میخواد قسم پزشکی بخوره. چه پزشک با وجدانی.... اه، چقدر اعصابم خورده از دست خودم. آخه برای چی به اون گفتم؟ چرا من آدم نمیشم؟

لطفا بهم نگید باید میدونستی و بهش زنگ نمیزدی. یا چرا دوباره زنگ زدی اصلا؟ یا چیزایی شبیه اینا... ممنون.

/ 25 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام. خیلی وقت ها منم هم مثل تو میشم. راستی یه وقت به ما سرنزنیا!!!![ناراحت]

طه

فقط باید بگم که کاری که کردی از نظر من کاملا طبیعیه.خیلی ها اینکاری که شما کردی رو میکنن.چون بیشتر از این پست چیزی نمیدونم,پس دیگه ادامه نمیدم.

شهرزاد

داستان زندگیم http://roozhayetanhai.persianblog.ir/

آذر ღ

مهم نیست.. بهش فک نکن.. :)

امیر (Me & You)

ناراحت نشی‌ها اما اگه مخاطبت مرد بوده این رفتارش کاملا طبیعی هستش منم متاسفانه خیلی وقتا اینجوریم ... تقصیر جنس مذکر نیست ... اشکال از این ذهن تک پردازشی هستش که هر لحظه می‌تونه یه‌جا باشه ! وقتی که درگیر کاریم خب درگیریم دیگه اصلا قصدم طرفداری نیست ... چون این اخلاق باااااااید تغییر کنه چون متاسفانه باعث سردی و جدایی میشه ××× ببخشید ، من اولین بارمه اومدم اینجا اصلا خبر ندارم که چه خبره اینجا ... چیزی که بالا گفتم در واقع احساسم بعد از خوندن آخرین مطلبت بود اگه اشتباه کردم پیشاپیش عذر می‌خوام ... امیدوارم کتفت هم زودتر خوب بشه ... [لبخند]

امیر (Me & You)

راستی توی وبلاگ "دنیای من" گفته بودی : "حتما هست... خیلی جالبه, بیشتر ماها توی وبلاگ هامون از یه همچین آدمی حرف میزنیم و میگیم به همچین دوستی احتیاج داریم.اما توی دنیای واقعی نمیتونیم این آدم رو پیدا کنیم... شاید راه پیدا کردنشو بلد نیستیم." به نظر من دلیل اینکه هیچوقت اون فردی رو که در موردش صحبت می‌کنیم پیدا نمی‌کنیم اینه که هییییییییچ وقت ایده‌آل وجود نداره ... بین اون چیزی که فکر می‌کنیم و آرزو می‌کنیم تا واقعیت خیلییی راهه کاش این فاصله‌ها کمتر شه ......

حمید

سلام بهار ازعان توست...شاد باشی[خداحافظ]

پنجره تنهای من

دوست داشتن . . . دوست داری دوستت داشته باشند یا دوست داری که دوستت بداری ؟؟؟