گیج!

سلام...

فردا امتحان دارم ولی فکرم آروم نمیشه. گفتم بیام بنویسم شاید آروم بشم.

چند شبه "اون" برام اس ام اس میزنه و حالم رو میپرسه. اولاش خیلی تعجب میکردم. اما گفتم یه احوالپرسی ساده ست دیگه، تعجب نداره. آخه من نه بهش زنگ میزنم نه اس ام اس. خیلی وقت هم هست که ندیدمش. آخه اینجوری راحت تر میتونم برای زندگیم تصمیم بگیرم و راحت تر هم میتونم فراموشش کنم. اما این چند شب هر بار که اس ام اس زده ذهن منو حسابی برده طرف خودش. حداقل برای چند ساعت. خب من که هنوز نتونستم کامل فراموشش کنم.

تا اینکه دیشب اس ام اس زد گفت فردا امتحان دارم برام دعا کن. گفتم ایشالا عالی میشه، نگران نباش. گفت یه چیزی میگم امیدوارم ناراحت نشی. گفتم بگو. گفت "میدونم خیلی آدم پررویی ام، خیلی هم سنگم اما دلم برات تنگ شده، نمیخوام حرفم روت تاثیری بذاره اما خواستم حرف دلمو زده باشم."... نمیدونستم چی بگم بهش. گفتم نگران نباش فراموش میکنی... انقدر این حرف از طرف اون برام عجیب بود که گفتم حتما گوشیش دست خودش نیست. صبح که بیدار شدم اس ام اس شو براش فرستادم گفتم تو دیشب اینو برای من زدی؟ گفت آره، بهم نمیاد؟... گفتم چرا، همینطوری پرسیدم...

واقعا بهش نمیومد. خیلی عوض شده. الان بیشتر از یک ساله که حرفی از دلتنگی و این چیزا به من نزده. چرا الان که واقعا رفتم، الان که دارم فراموشش میکنم از این حرفها میزنه؟

امروز هم چند تا اس ام اس دیگه راجع به همین چیزا زد. مثلا گفت تا کسی مال آدم باشه قدرشو نمیدونه، وقتی از دستش میده تازه قدرشو میدونه، منم الان تازه دارم قدر تو رو میدونم.... یا گفت: اشکالی نداره یه وقت هایی ببینمت؟ یا ترجیح میدی منو نبینی؟ گفتم برام فرقی نداره. گفت بیام دنبالت الان؟ داشتم شاخ در میاوردم از تعجب. گفتم ببخشید، فردا امتحان دارم. اونم گفت بخون، ببخشید انقدر وقتتو گرفتم.

یه چیز جالب دیگه هم گفت. گفت اشکالی نداره هر وقت دلم تنگ شد یا دلم گرفته بود برات اس ام اس بزنم؟... اینو که گفت اشکم در اومد. خیلی دلم سوخت. هم برای خودم هم برای اون. گفتم اشکالی نداره، کمکی از دستم بر بیاد انجام میدم...

نمیدونم باید چه تصمیمی بگیرم. اگه باهاش باشم همون بلاتکلیفی قبلا هست اما الان میدونم که خیلی دوستم داره... اگه بخوام به روند فراموش کردنم ادامه بدم دلم پیش این احساسشه.... هنوز که از ته دلم بیرون نرفته. نمیدونم چیکار کنم. گیجه گیجم. اونم حرفی از برگشتن نزده مستقیم. اما گفت حتی اون موقع هم که داشت تصمیم میگرفت از من جدا بشه میدونست پشیمون میشه. اما دید اینکار به نفع منه!!! الانم میدونه اگه برگرده بازم منو توی بلاتکلیفی نگه میداره... خلاصه اینکه انگار یکی چیزای داخل مغزمو حسابی هم زده باشه، اونجوری گیجم!

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حباب

سلام بهار خوبی می دونی بهتره تو در همین حد باهاش باشی نه صمیمی نه غریبه بزار اونم توی بلاتکلیفی بمونه اینو به خاطر تلافی کردن نمی گماا به خاطر اینکه اینجوری می فهمی یا می فهمه که باید یه کاری کنه محکمتر حرف بزنه و از احساسش بگه رک باش هر وقت امتحان داشتی و وقت نداشتی بگو وقت ندارم بیام از وقتت نزن که باهاش بری هر وقت شد اینکارو بکن اگه اون 5تا اس میده تو فقط جواب ضروری هاشو بده تو دوتا بده نه شش تا خلاصه اینکه به اومدنش دل نبند و خودتو اذیت نکن بزار خوب نشون بده که پشیمونه سردرگم نباش آروم باش عزیزم

ساره

سلام بهار جونم.خوبی عسیسم.ایشالا که از این بلا تکلیفی در میای عزیزم.

مهدی.ن.خ

سلام علکم واللا من نظر خاصی ندارم. یعنی اونقدی عقلم نمیکشه که الان باید دقیقا چیکا کنی!!!! فقط یه چیزی: آفرین.(اینجا شکلکا رو برای من باز نمیکنه. میخواستم دست بزنم) خداییش خیلی خوب جواب دادی و خیلی بهتر خودت رو نگه داشتی. پیشرفتت واقعا عالیه اینم ده تا کارت هزار آفرین(شکلک ندارم) خدانگهدار

شادی

سلام بهار جان چطوری؟ خوشحالم از اتفاقی که افتاده، تو بهش وقت دادی که احساساتشو یادش بیاره و بشناستشون، ولی بازم به وقت بیشتری نیاز داره، منم با حباب موافقم، همین روال رو ادامه بده، اینطوری بهش کمک می کنی که بهترین تصمیم رو بگیره، سعی کن همیشه هم در دسترس نباشی، این خیلی مهمه اینجا آیکون نداره، واسه همین اینطوری وست بوس می فرستم. بوسسسسسسسسسسسسس

صبا

بهار جونم... خیلی واست خوشحالم که اون فهمیده که چه وجود نازنین و مهربونی رو از دست داده... امیدوارم قصه شما پایانش آغاز زندگی مشترکتون باشه بهاری...[ماچ] سعی کن بهش وابسته نباشی و نشون نده که زیادی دلتنگش میشی.. هر چی خوددار تر بهتر... دلم نمی خواد اذیت بشی و با کاراش آزارت بده... همیشه تو تعیین کننده باش. بذار مثل الان اون دنبالت باشه[بغل]

صبا

بهار جونم... خیلی واست خوشحالم که اون فهمیده که چه وجود نازنین و مهربونی رو از دست داده... امیدوارم قصه شما پایانش آغاز زندگی مشترکتون باشه بهاری...[ماچ] سعی کن بهش وابسته نباشی و نشون نده که زیادی دلتنگش میشی.. هر چی خوددار تر بهتر... دلم نمی خواد اذیت بشی و با کاراش آزارت بده... همیشه تو تعیین کننده باش. بذار مثل الان اون دنبالت باشه[بغل]