روزمرگى

دلم میخواد این وقت شب برم تو خیابونا راه برم. یا شایدم  با ماشین باشم. این ساعتها که میشه بدجورى هوس بیرون رفتن میکنم. مثلاً دوست دارم برم بیرون یه بستنى بخورم! خیلى وقته دست و دلم به نوشتن نمیره. اوضاع مثل همیشه ست. خداروشکر مشکلى نیست. من هستم و خودم و یه دنیا آرزو، شاید هم یه دنیا خوشبختى که باید قدرشو بدونم. این روزها حس میکنم دارم بزرگ میشم! دارم عاقل میشم شاید!!! خلاصه که اومدم بگم زندگى مثل همیشه داره میگذره. منم و آرزوهام و یه دنیا امید... شاد و خوش باشید

/ 2 نظر / 16 بازدید
کولی

نوشتن هم دل شاد میخواد و حوصله [زبان] خدایا یه گونی اش رو بریز پایین[ماچ] من این وقت شب فقط خواب دوست دارم[نیشخند]

شادي

بهار تو اين ساعت بيداري؟؟؟؟؟؟[تعجب]بگير بخواب دختر جان[ماچ] خدا رو شكر كه ميگي اوضاع خوبه، اميدوارم به زودي خيلي از اين بهتر بشه[قلب]