خانوم مهندس

سلام... لبخند

وای که چقدر خوشحالم.اصلا کل غم و غصه هام یادم رفت وقتی که دفاع کردم و همه چیز هم خیلی خوب بود و خانوم مهندس شدم عینک

خیلی خوشحالم... لبخند

امسال اول مهر دیگه نباید برم دانشگاه.اولین اول مهریه که توی خونه می شینم.میدونم دلم میگیره، دلم تنگ میشه و ...  . ولی میخوام از این دوره ی جدیدی که توی زندگیم به وجود اومده لذت ببرم.یه عالمه کار دارم.

خدای مهربونم، ازت ممنونم که منو توی سخت ترین شرایط هم تنها نذاشتی...

پ.ن:اینکه برای ارشد نمیخونم از تنبلی نیستا.قرار نیست اینجا بخونم، وگرنه اصلا دلم نمیخواد در همین حد بمونم.

پ.ن چند ساعت بعد: کسی یه جمله ی قشنگ برای اول پایان نامه سراغ داره به من بگه؟ سوال

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آقا حامد

تبریک میگم خانووووووووووم مهننننننننننندس[قلب][ماچ][دست] اینا چطوره؟ به نام یگانه معمار هستی ( آخه رشته خودم معماریه[چشمک]) به نام خداوند تار و پود، او که وقتی ما نبودیم، بود[لبخند]

آقا حامد

منظورت همینا بود دیگه؟[رویا] آگه نبود بگو سیستم من پر از جملات زیباست[لبخند]

منصور

سلاممم خوبي؟؟؟؟ يك مطلب جديد گذاشتم تو وبم حتما بيا بخون [گل] نظر فراموش نشه[ماچ]

pouya

salaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam khanum mohandes chetoli nanaz? baba dastaneto khundam khodayish khili sakhti keshidi omibashi ham zendegi ham tu darsat ham ham ahmn ham tu hame chi harfe tahe delam buud age be ma ham sar bezani khoshal misham fln good luck montazeretam ____& _________ _____&&& &&&___ ____&&&&&&___ ___&&&*&&**__ ______**&&**__ _______**&&**__ ________**&&**____ _______ __$$&$$$_______________$&$$$ ______$$&&1111$$$&&_________ &&1111$$&& ___$$&&111111111$$$&&____&&1111111111$$&& ___$&1111111111111$$&&__&&111111111111$$$& __$&1111111111111111$$&&111111111111111$$$& __$&111111111$$$$1111$$1111$$$$111111111$$$& _$$11111111$$$$$$$$$1111$$$$$$$$$1111111$$$& _$$11111111$$$$$$$$$$1$$$$$$$$$$$11111111$$& _$$11111111$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$111111111$& __$111

نوشی _ ک

سلام عزیزم . تبریک میگم . خدا رو شکر که خوشحالی. خدا کنه همیشه توی زندگیت بهار باشه و هوای بهاری تمام نفسهاتو پرکنه از عطر خوب بودن ...بهم دیگه سر نمیزنی[چشمک]

حوای تو

سلام بهار عزیزم خوبی؟ خوش می گذره خانم مهندس؟ [چشمک]

حوای تو

بهار جونم آپم. مرسی از روحیه دادنت و بودنت[بغل]

حوای تو

براي اعتراف به كليسا مي روم رو در روي علف هاي روييده بر ديواره كهنه مي ايستم و همه ي گناهان خود را اعتراف مي كنم بخشيده خواهم شد به يقين علف ها بي واسطه با خدا حرف مي زنند.

حوای تو

پاییز بر تقویم نشست. برگ‌ها ریختند. باد‌ها وزیدند و شادی‌ها را بردند... مشعل امید در دلم میخندد! پرستو‌ها کوچ کردند. ابر‌ها آمدند، خورشید ناپدید شد مهتاب مرد و من در انتظار باران نشستم. امید در من زنده است. بغض کهنه را خواستم بشکنم، اما آسمان نبارید و رودخانه خشکید.... کویر بر تن بوستان نشست و همه نامید گشتند. همه رفتند. و تنهایی‌ با من ماند. من هنوز امیدوارم!

حوای تو

باران پاییز به لطف پاییز باران تابستان به لطف بی گاهی اش باران بهار باران زمستـ... اصلا باران! اصولا خود باران عاشقم می کرد از سال ها پیش که چه می دانستم عشق چیست