خدا برای این عشق به تو مدیونم

چقدر روزها ی من تکراری شدند. دلم میخواست چیزی داشتم که بیام با شوق و ذوق راجع بهش بنویسم. اما خب وقتی که نیست به همین روزمرگی بسنده میکنم. امروز، مثل هر روز چند جا کار داشتم. رفتم انجام دادم و تمام شد! حتی درد دستم هم خوب نمیشه که بگم انگاری امروز یک فرقی با دیروز داره!

دارم آهنگ "ممنونم" "امید زمانی" رو گوش میدم. قشنگه... دوسش دارم. خونه هم آرومه، مثل همیشه. توی وجود من هرچقدر هم غوغا باشه، این خونه آرومه. مثل همه ی خونه ها!... دلم میخواد منم بتونم بگم "خدا برای این عشق به تو مدیونم"...

انقدر دلم هوای مشهد رو کرده... دلم یه نیمه شبه آروم میخواد توی حرم امام رضا... به نظر من هر کسی هرچقدر هم به مسائل دینی اعتقاد نداشته باشه، نمیتونه منکر نیروی عجیبی که توی حرم امام رضا هست بشه... فقط دلم میخواد برم اونجا انقدر گریه کنم تا سبک بشم.

کلاس زبانم تا آخر دی تموم میشه. منتظرم تموم بشه برم به پیانوی عزیزم برسم! دوباره برم کلاس. دوباره انقدر بزنم تا خسته بشم. انقدر بزنم تا همه چیز یادم بره... غرق بشم توی آهنگها... آخ که چه حس خوبیه...

هنوز امید زمانی داره میخونه... "خدا برای این عشق به تو مدیونم، تا جون دارم بدون قدرشو میدونم..."

پ.ن: (برای خدای خودم) خدا جون میگن نا امیدی از رحمت تو گناهه بزرگیه. هنوزم این حق رو به من نمیدی که یه گناه بزرگ کنم؟

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید و ...

ایول پیانوووووووووووووووووو [لبخند]

بهار

برای خانومه: عزیزم آدرس وبلاگت رو میذاری برام؟...هرچی گشتم پیداش نکردم [ناراحت] بهار.

پربناز

منم پیانو میخووووووااااااااااااااااممممممممممممممممممممم[زبان]

پربناز

منم پیانو میییییخووووووووووووواااااااااااااااااااااامممممممممممم[خجالت][زبان]

مهدی.ن.خ

سلام مشهد و باهات موافقم. یه پیشنهاد پاشو بیا مشهد. منم اینجا برات یه هتل میگیرم. بعد بجای اینکه قیمت اصلیشو بهت بگم ده برابر ازت پول میگیرم تا ذات و هویت اصیل مشهدی خودمو نشون داده باشم[نیشخند] فقط هروقت خواستی بیای تو زمان تعطیلیهای کلی نباشه یه دفعه بدون هیچ دلیل خاصی قیمت هتل که نه مسافرخونه هم ده بیست برابر میشه!!! راستی برای فرار از روزمرگی خب چرا رو پیشنهاد قبلی من فک نمیکنی؟؟؟(همون که تو پست قبلی گفتم....)

مهدی.ن.خ

یادم رفت بگم عنوان پست مبارکهههههههه[هورا][هورا][دست]

حباب

توی روزمرگی ها غرق میشیم تا یادمون بره که جای کسی توی لحظه هامون خالیه از اول تا آخر خوندمت می دونم که داری کسیو فراموش می کنی فراموش که نه چون نمیشه داری با نبودنش کنار میای منم مثل تو از غرق شدن توی ترانه ها لذت می برم[گل]

سحر

من دیشب آی دلم گرفته بود هر چی این شماره تماس مستقسم با حرمو گرفتم اشغال بود اونقدر گریه کردم که نگو... ولی آخرش خط راه نداد