بدون عنوان 24

سلام...

امروز از صبح میخواستم چند خط بنویسم اما تا الان که ساعت سه و نیم نصفه شبه وقت نکردم. انقدر کار ریخته رو سرم که حد نداره. این کلاس زبان هم هر بار یه عالمه تکلیف میذاره رو دستم!

امروز دلم خیلی هواشو کرده بود. بهش زنگ زدم، کتابخونه بود. گفتم بعد از کلاسم بیا بریم بیرون. گفت خیلی خسته م. از صبح بیمارستان بودم، تا شبم باید درس بخونم. ناراحت شدم. اونم فهمید. مهم بود که من ناراحت شدم؟؟!! دیگه توی راه که داشتم برمیگشتم خونه، هر دو نفری رو که با هم میدیدم کلی حرص میخوردم. امروز خیلی بهش احتیاج داشتم. خیلی دلم تنگ شده بود. برای خودش. برای خیلی چیزا. اگه میدیدمش میتونست همه ی دلتنگیهامو خوب کنه... بیخیال، من دیگه یاد گرفتم روحیه مو بدون این چیزا خوب نگه دارم. بیخیال دلتنگی. خودم که اینجام، دیگه دلم برای کی باید تنگ بشه؟؟!!!

هوا چقدر سرد شده. یخ زدم تا رسیدم خونه. دلم برف میخواد. خیلی میخواد ناراحت

برم به کارام برسم ببینم میتونم یک ساعت بخوابم یا نه!

/ 10 نظر / 13 بازدید
ماهک

سلام بهار جون تشکر از وقتی که با داشتن این همه کار گذاشتی و داستان رو خوندی .. گاهی اوقات اوج دلتنگیت رو نمی فهمن دیگران ..گاهی اوقات تو تنها می دونی که دلت چقدر تنها است

پیمان

بهار جان من شرايط دقيقت رو نميدونم اما ميدونم بعضي وقتا دست خود آدم نيست كه يكي رو بخواد و دوست ندارم هي نصيحت بكنم فقط مي خواستم بدوني كه تو رو كاملا درك ميكنم اميدوارم تصميم درست رو بگيري وديگه عذاب نكشي.[گل]

آذر

هوای اینجا گرمه.. من دلم پالتو جدید میخواد ولی هوا انقد گرمه نمیتونم برم بخرم.. آخه کجا بپوشم :(

مهدی.ن.خ

سلام[گل] خوش اومدم!!!! خیلی سخته که من بخوام یاد بگیرم هروقت دلم چیزی میخواد قرار نیست دم دستم باشه. در اینصورت دیگه دلم براش ""تنگ"" نمیشه... به قول یارو گفتنی "وصال مدفن عشق است"

صبا

[گل]

علی

خوبه که با همه ی مشکلات روحیه خودت رو حفظ میکنی

صبا

سلام بهار جونم. خوبی؟ آپ کردم.[خجالت] هیی بابا این سر ماخوردگیم رفته رو اعصابم خوب به شو هم نیستم انگاری! واسه همین حال آپ کردن نداشتم. راستی زبان قبول شدم![هورا]

شکوفه

ممنون بهار جان که به من سر زدی حتما کلاس بدنسازی منظم برو...حس خوبی به آدم می‌ده. یک کاریه که فقط برای خودته [گل][چشمک]