خدایا شکرت

سلام...

خیلی وقته چیزی اینجا ننوشتم. همش میخواستم بیام و بنویسم اما کار زیاد داشتم. حوصله هم نداشتم! بابام دارن میان و من خیلی خوشحالم. تقریبا دو ماهه که ندیدمشون. چند ماه هم قراره بمونن. دو ماه دیگه هم مامان و خواهری میان. وای چقدر خوبه...

اوضاع فکری و روحی م هم خیلی بهتره. سعی میکنم کمتر به "اون" فکر کنم و تا حد زیادی هم موفق بودم. البته من کلا روند ثابتی ندارم و معلوم نیست فردا چه حسی دارم! فعلا از خوب بودنم لذت میبرم... امشب هم اونو میبینم. اما نه اشتیاقی دارم نه استرسی نه هیچ حس دیگه ای. دروغ گفتم اگه بگم بودن و نبودنش برام فرقی نداره اما میتونم بگم خیلی هم اهمیتی نداره...

خدایا شکرت به خاطر آرامشی که به من دادی... ممنونم ازت برای همه ی نعمتهات... بازم کمکم کن.... دوست دارم.

پ.ن: دوستای گل خودم، از همتون ممنونم که حال منو میپرسیدین... بازم برام دعا کنید... ماچ

/ 19 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد رفیعی

آی مادرای مهربون بچه هاتون بچه هاتون دسته گلایی که دادین به جبهه ها فرستادین حالا با تابوت اومدن با بوی باروت اومدن سر ندارن پا ندارن شوق تماشا ندارن فصل ششم : ( به تو مدیونم همیشه... ) سلام دوست من وقتی به کسی میخوای آدرس منزل رو بدی ، وقتی میخوای اسم کوچه که اکثرا نام یه بزرگمردیه که سند افتخار این مملکته روبگی چه حالی میشی ؟ راستی به مطلب جدیدم سر بزنید و نظر بدید . با تشکر بهار جان منتظر نظرت در وبلاگم هستم

سلام بهارم کجایی نیستی خانمی؟ دلم واست تنگ شده... دیروز آش نذری داشتیم سر دیگ رفتم و به نیت تو هم کلی دعا کردم ... اولین کسی که یادم اومد تو بودی بهار...[بغل]

پيمان

الهي شكر نمرديمو آرامش بهار خانوم رو هم ديديم[لبخند]

خانمی و آقایی عاشقش

سلام گلم دلم تنگید برات من دعات میکنم همیشه مواظب خودت باش [بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][بوسه][بوسه][بوسه][بوسه][قلب][قلب][لبخند]

صبا

سلام بهارم کجایی نیستی خانمی؟ دلم واست تنگ شده... دیروز آش نذری داشتیم سر دیگ رفتم و به نیت تو هم کلی دعا کردم ... اولین کسی که یادم اومد تو بودی بهار...[بغل] یادم رفته بود اسمم بذارم ببخشید[خجالت] من صبا هستم دیگه بهاری جونم.....[ماچ]

بهار من

سلام ممنون لطف داری دوست گرامی خوشحال شدم دوباره اپ شدم اگه دوست داشتی خوشحال میشم تو خونه ام ببینمت

شادی

سلام بهاری خانم کجایی؟ خبری ازت نیست؟