بدون عنوان 41

سلام...

همین جوری به سرم زده بیایم بنویسم. حالم خیلی خراب است. نمینویسم برای چی. نمیخواهم خاطرات این روزها پتکی شوند روی سرم و بعدا هروقت آمدم اینجا احساس حماقت کنم. میخواهم حداقل پیش خودم هم که شده فکر کنم عقل توی سرم است. هر چی چرت و پرت توی این پست قرار است بنویسم از الان معذرت میخواهم.

به خدا گفتم نشانه ای بفرست که من بفهمم حواست به من است. نمیدانم نشانه بود یا قرار بود اتفاق بیفتد و به نشانه خواستن من ربطی نداشت... نمیدانم، هر چی که بود شباهتی به چیزی که من خواسته بودم نداشت. نمیدانم خدا واقعا اینطوری هوای من را دارد؟ اینطوری که بیشتر ناراحتم کند؟ اتفاق خوبی نبود. پر از دلتنگی. هر چه رشته بودم پنبه شد. هر چه در این مدت سعی کردم انجام دهم، با یک تلنگر نابود شد... اه... قرار شده بود ننویسم چی شده.

ذهنم متمرکز نمیشود. روی هیچ چیز. حتی روی خواب. ساعت چند است؟ بیست دقیقه به سه... تا طلوع آفتاب هنوز وقت است! امشب را میخواهم فکر کنم. ببینم چه غلطی باید بکنم... خدایا، چرا هیچکس نیست به من همفکری بدهد؟

حالم بد است... حالم خراب است... دوباره بچه شده م... دوباره... نه، من دیگر عاشق نمیشوم... هرگز.

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
درخندک

درود بر شما من هم احساس شما را دارم نه میتونم بخوابم نه میتونم بنویسم الکی تا ساعت 3 الی 4 صبح تو وبلاگها گشت میزنم راستی وبلاگ قشنگی داری موفق باشی شب خوش[گل]

سیاوش

انگار همون خدایی که صداش کردی و جوابی ازش نیومد همون خداییه که من ازش بهترین ها رو برات خواستم..... [گل]

پریناز

آآآآآآآرررررررره بهاری دوباره داری عاشق میشی؟؟؟؟؟؟[پلک] نمیتونی به دلت بگی عاشق نشو......عشق بی هوا میاد عزیزم از کسی اجازه نمیگیره[قلب]

احسان

سلام اپم تو وبلاگ جديد تر اينم ادرسش[لبخند] http://star915.mihanblog.com

مهدی.ن.خ

سلام چندوقتی من نبودم تو هم که هر روز حداقل یه آپ میکنی!!!!! یه سوال برامپیش اومد[متفکر] مگه این کلاس زبان چند روز درر هفته است که تو 70% پستات میگی کارای زبانم مونده؟؟؟ خدایشش به ما تو دانشگاه که هرروز کلاس داریم اینقد مشخ نمیگن!!!! باید یاد بگیری چجوری وقتی حادثه ها میان تو ثابت باشی و تکون نخوری... اگه قرار باشه که باهر تلنگری عوض شی مطمئن باش که هیچ وقت به آرامش نمیرسی (ببخشید اگه همش انرژی منفی میدم) راستی هنوز که پستات عنوان ندارن[منتظر]

آذر

عاشق میشی.. عاشق کسی که ارزششو داشته باشه [ماچ]

بهار

کاش منم مثل تو بلاگی داشتم که توش می نوشتم... ولی آخرین بار بعد اون قطع رابطه ام برای همیشه حذفش کردم... با اینکه یه وقتایی دلم براش تنگ میشه ول خوشحالم. حس می کنم با دور انداختن اون خیلی از خاطرات رو از ذهنم پاک کردم حتی این امید که شاید همه چیز درست شه ... بهار همه چیز اولش سخت به نظر میرسه و طاقت فرسا... منم یه روزی اینقدری دوست و آشنا دورو برم ریخته بود که از فرط زیادی نمی دونستم حال کدومشونو بپرسم و یا به اس ام اس کدومشون جواب بدم ولی این روزا وقتایی میشه که جز خونواده ام حتی یه نفرم بهم زنگ یااس ام اس نمی زنه....گاهی خیلی دلم می گیره و حس می کنم هیچ کسو ندارم ولی خوب دنیا این روزا اینجوریه... دلتنگیا زیادن... بی خیال رفیق... سعی کن به خدا توکل کنی و از کسی بخوای که تنها قادر متعاله باور کن هنوزم با معرفت ترین کس خداست... کس بی کسان

علی

سلام. عشق که به آدم خبر نمیده.خودش میاد.[رویا]

علی

سلام. لینکیدمت. در مورد سوالتم من ریاضی میخونم

درخندک

از اینکه به کلبه درخندک سر زدی ممنون نظرات رو میخوندم متوجه شدم ظاهرا تجربه عاشق شدن داری یه نظر من میدم دوست نداشتی پاک کن دوست مجازی من پسرا اکثرا(نزدیک به همه) دنبال یک هدف هستند پس شما هستی که باید قبل از عاشق شدن بدونی تا کجا میتونی باهاش بری عاشقی اخرین مرحله هست یه وقت عادت کردنو با عاشقی اشتباه نگیری موفق باشی[گل] ضمنا من لینکت کردم دوست داشتی بازم به کلبه درخندک بیا[گل]