یادداشت های من از راه دور 3

سلام...

آخ که من چقدر این ژست سیگار کشیدن رو دوست دارم. بین دو تا انگشت شصت و اشاره. یه قلم و کاغذ هم جلوم باشه و هرچی توی ذهنم تراوش میشه بیارم روش. بدون اینکه نگران چیزی باشم! یه موزیک آروم هم خوبه. از اونایی که بدجوری روم تآثیر میذاره... فقط محض تصور کردن بود و بس!

الان بهتر از دیروزم. بدجوری شوکه بودم از یه خبر بد. البته من میگم بد چون ناراحتم کرد. وگرنه ته قلبم میدونم حتما صلاحی توش بوده... سعی میکنم فراموشش کنم.

دیشب با "اون" حرف زدم. با همه ی وجودم دلم براش تنگ شده. لحظه ای نیست اینجا که به یادش نباشم. من هنوز نمیدونم باید اونو فراموش کنم یا نه. همینطور عمرم داره میگذره و من توی یه نقطه وایسادم. از این حس بدم میاد... بگذریم.

اینجا همه چیز آرومه. منم منتظر ذره ای آرامشم...

/ 5 نظر / 8 بازدید
مرمر

عزیزم بسپر همه چیزو ب سرنوشتو زمااااااان

شب برفی زاهدان در سايت آپارات

شب برفی زاهدان در سايت آپارات

شادی

بهار منو تو چقدر تفاهم داریما[لبخند]فکر کن آدم هی این ژست رو ببینه، نتونه ابراز احساسات کنه، شکنجه س یعنی[چشمک] امیدوارم که الان حالت خیلی خیلی بهتر باشه . دیگه نمی دونم بهت چی بگم، شاید واقعاً باید اجازه بدی زمان بگذره... اما دوست دارم همیشه شاد و خوشحال باشی[ماچ][قلب]