بدون عنوان 43

سلام...

هوووم... چه پنجشنبه عصر کسل کننده ایه، نه؟ از بارون و برف هم که خبری نیست خدارو شکر. شهر در امن و امان به سر میبره!... دلم یه مهمونی میخواد که همه همسن و سال خودم باشن. (میدونم بی ربط بود، همینجوری یه دفعه دلم خواست!!!)

امروز انقدر وسوسه شدم بهش زنگ بزنم... خیلی مقاومت کردم. کشتم خودمو تا موفق شدم زنگ نزنم بهش. اصلا قابل گفتن نیست چقدر دلم هواشو کرده بود امروز. هیچ دلیلی هم نداشت. اما امروز یه حس دیگه داشتم بهش!!!... هنوزم دارم...

اصلا نمیدونم چی بنویسم. پس دلیلی نداره ادامه بدم به نوشتنم. فعلا...

پ.ن: کاش امشب زودتر تموم بشه... انقدر عصبانیم که دستم داره میلرزه.

پ.ن ٢: احتیاج دارم با یکی صحبت کنم. چرا هیچکس نیست؟

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
درخندک

دوست مجازی من این متنو جائی دیدم گفتم شاید خوشت بیاد اگه ناراحت شدی پاک کن دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! " پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: "مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! " عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز...!

سحر

مقاومت کن... اون زنگت نمیزنه؟ اصلا خبری ازت نگرفته؟

احسان

و به يقين ما انسان را آفريديم، و آنچه را نفسش بدان سبب در او وسوسه مي كند، مي دانيم و ما به او از رگ گردن نزديكتريم.

شادي

اميدوارم خوش باشي و موفق عزيزم[ماچ]

حمید و ...

وااااااااای گفتی پنجشنبه یاد پنجشنبه های خودم که تنها بودم افتادم در و دیوار فحش میدادن به قول تو یک مهمونی میخواستم که همه ی هم سن و سالام توش باشن که بدون هیچ استرسی برم ولی همه ش میترسیدم برم و بریزن بگیرنمون و رو رفتنم تاثیر بذاره واسه همین مثل پسرای خوب مینشستم خونه و به فحشای در ودیوار گوش میدادم [ناراحت]

مينا

بهار عزيزم، دركت مي كنم سخته ولي تحمل كن[قلب]

شادی

سلام بهار بله که می شه، منم فکرشو نمی کردم که بشه اما شد. هفتۀ خوبی داشته باشی[ماچ]

افشین

[گل] --------- درود بر تو دوست گرام ------------ این هم از یک عمر مستی کردنم سالها شبنم پرستی کردنم ای دلم زهر جدایی را بخور چوب عمری با وفایی را بخور ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت من که گفتم این بهار افسرده نیست من که گفتم این پرستو رفتنیست آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد دل --------- دلت شاد و لبت خندان عزیز [گل] بهم سر بزن ....

آرمین صافدل

سلام بهار جان این روزها من همش تو عصبانیت و استرس بودم

نیلوفر

سلام بهارم خوبی؟ به خدا آدرستو گم کرده بودم وگرنه زود تر میومدم پیشت! در مورد آپت نمی دونم چی بگم ولی آخه چرا عصبانی؟[سوال]