بدون عنوان 20 - رد پای زندگی...
































رد پای زندگی...

سلام...

اعصابم خورده به شدت. اصلا حوصله ندارم بنویسم چرا. فقط در همین حد که اعصابم واقعا در حد انفجاره. آخه من چه جوری به یه نفر بفهمونم من با آدم های توی خیابون فرق دارم. با اون کسی که توی بزرگراه میپیچه جلوت و تو برای انتقام نور بالا توی چشمش میندازی فرق دارم. با یه آدمی که باهات بد حرف میزنه و تو برای اینکه مثلا کم نیاورده باشی چند تا حرف بدتر بهش میزنی فرق دارم. به خدا من یه رهگذر نیستم که بر حسب اتفاق هر روز منو ببینی. به خدا من باهات دعوا ندارم. ما اصلا برای دعوا کردن نمیایم همدیگرو ببینیم.

کاش یه کم بزرگ میشدی. کاش این فکر رو از سرت بیرون میکردی که اگه جواب بدی رو با بدی ندی یعنی کم آوردی.

کاش فقط یه کم بزرگ میشدی. فقط یه کم ناراحت

نوشته شده در دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸٩ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط بهار نظرات () |

Design By : Night Melody