اعصابم خورده...حرفی هست؟ - رد پای زندگی...
































رد پای زندگی...

سلام...

اعصابم به شدت خورده. دیر که از خواب بیدار شدم. زبان میخواستم بخونم نخوندم. یکی هم هست که همش داره باهام بحث میکنه. دیگه حتی صدای تق تق موقع اسمس زدن کسی رو هم میشنوم اعصابم به هم میریزه. آهنگ که گوش میدم نباید کسی توش داد بزنه...

زنگ زدم بهش میگم خوبه، درس داری وقتی میخوای با من بری بیرون، ولی وقتی شش ساعت میری با دوستت تو خیابون میگردی درس نداری. میگه بعدش اومدم خوندم. آخه من دیگه چی میتونم بهش بگم؟؟؟ من چیکار به بعدش دارم آخه. یعنی واقعا نفهمید من منظورم چیه؟ بعد هم که دیدم خیلی خونسرد شوخی میکنه و میخنده اعصابم بدتر خورد شد. میگه وقتی خودت میگی و خودت عصبانی میشی مثل فلانی میشی تو فیلم فلان. آخه چرا هیچوقته هیچوقت نمیدونه وقتی من ناراحتم یا عصبانی، نباید شوخی کنه. خوبه اینو چند بار بهش گفته باشم؟

خلاصه اینم حال و روز ماست. دیشب انقدر دلم مامانمو میخواست. به خدا دیگه طاقتم تموم شده. هزار تا مسئولیت و کار ریخته رو سرم. به هیچکدوم هم نمیتونم برسم. یعنی وقت نمیشه. این زبان خوندن منم شده قوز بالاقوز.

خدااااااااااااا...

نوشته شده در جمعه ٢۳ مهر ۱۳۸٩ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط بهار نظرات () |

Design By : Night Melody