...دارم نفس نفس نبودنت رو کم میارم - رد پای زندگی...
































رد پای زندگی...

سلام...

چقدر این آهنگ جدید مهرنوش قشنگه (آهنگ "نرو").الان دارم گوش میدم...

بیکاری هم حس خوبیه ها نیشخند،بعد از این همه دوندگی که خیلی میچسبه لبخند

هوا که تاریک میشه احساس میکنم داره بارون میباره! آخه حس هوای زمستون رو بهم میده.دلم میخواد برم بیرون قدم بزنم.اما هیچکس نیست که باهاش برم.تنهایی هم دوست ندارم.

دیشب یه عالمه توی بزرگراه تند رفتم و آهنگ گوش دادم.خیلی خوب بود.حالمو جا آورد!

امروز اصلا از خونه بیرون نرفتم.هنوز در خونه قفله! دلم بارون میخواد، برف میخواد، همه چی میخواد به جز این هوای صاف مسخره.

دفتر خاطراتم گم شده!!! برای همین مجبورم چرت و پرت هامو اینجا بنویسم! ممنون که تحمل میکنید  و چیزی نمیگید.

مامانم گفتن عید میان پیشم.گفتن نمیخوان موقع سال تحویل تنها باشم.من که گفتم اگه نمیتونه کاراشو ول کنه نمیخوام به خاطر من بیاد...به نظر من که تحمل کردن زمستون تنهایی خیلی سخت تر از تحمل کردن عید تنهاییه.نه؟

چقدر توی این پست نوشتم و پاک کردم.هیچ چیز منسجمی توی ذهنم نیست.وسط گفتن هر حرفی پشیمون میشم از گفتنش.چرا اینجوری شدم من؟

نوشته شده در دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ توسط بهار نظرات () |

Design By : Night Melody